سرکوب حرکت های مدنی در بامیان!

گرچند خانم سرابی والی ولایت بامیان آزادی بیان را یکی از دستاوردهایش در این ولایت میداند و بارها در کنفرانس های مطبوعاتی ومصاحبه هایش گفته که حرکت های مدنی و اعتراضی بامیان سرکوب وخفه نشده است. اما اگر دقت نمائید حرکت های مدنی بامیان قربانی هایی زیادی داشته اند.

1- سرکوب این اعتراضات تحت عناوین ماجرا جوها ومگس های مدنی

2- سرکوب غیر مستقیم از کم کردن نمره دانشجو شروع تا جلوگیری از تحصیل واستخدام این افراد در پست های دولتی.

3- تهدید های غیرمستقیم بگونه کنایه وتماس های ناشناخته تیلفونی

4- دستگیر وزندانی ساختن این افراد.

5- شهادت ضحاک شهید، که ضایعه جبران ناپذیریست و داغش برقلب فرد فرد مردم این سرزمین تا ابد ماند. بدون شک ارتباط به حرکتهای مدنی، اعتراضی وهمت بلند وی داشت.

متاسفانه امشب استاد شفق قوم یاری عبدالله برات فعال مدنی بامیان مورد سوئی قصد قرارگرفت، جان سالم بدر برد اما لت کوب گردیده اند. برات این سوئی قصد را مرتبط به تظاهرات که قرار بود فردای آنروز به خون خواهی از شکیلا راه اندازی شود میداند.

عبدالله برات در حرکت های سمبلیک مدنی بامیان سهم ارزنده دارد.

امید وارم حکومت محلی بامیان مسئولانه عاملین این قضیه را دستگیر وبه پنجه قانون بسپارد و برای وی شفایی عاجل از بارگاه خداوند متعال خواهانم.

درپی از بین بردن افراد دلیر مردان هزاره!!!

دستان نا پاک تحمیق گران بالای  مردم ما از یک دهه به این سو به خون آنان نیزآغوشته گردیده است، درسالیان قدیم این تحمیق گران مردم هزاره از راه های تعلیماتی دینی وقرآئت غلط عمدی از دین مبین اسلام ومکتب پرفیض شیعه امامیه با ما ومردم ما درجدال و مبارزه بود،ولی دراین اواخردست های ناپاک شانرا بخون زنان ومردان مان می آلایند، که شهادت استاد صادقی نیلی، قمندان سرافرازمشتاق،حاجی نادروکیل ودراین اواخر قتل شکیلای شهید را بعنوان تازه ترین ومشهور ترین آن میتوان نام برد. این فرزندان جهل با استفاده از کج اندیشی وانحراف گرای اسلاف شان هنوز درمیان توده مردم از جایگاه بسا رفیعی برخوردارند،با بهره جستن از این جایگاه همیشه ای ادوارتاریخ امام ،نماینده،سخنگو وهمه کاره ای هزاره بوده وهنوزهم می باشند، اقوام غیرهزاره هم اینان را بعنوان پیران هزاره احترام می نمودند اینها با استفاده از این احترام از جایگاه اجتماعی رفیعی درکشورنیزبرخوردار بوده وهستند، این جاهلان، باورمندند که از نورخالص اند باقی انسانها ازگیل وکمی نور،اینان در آتش جهنم نمی سوزند. خدای برای خطاکاران آنان ....

دراین اواخیر با پیشرفت درتکنالوجی وباز شدن فضای اجتماعی وسیاسی برای مردم هزاره،خصوصا خدمات وروشنگری های رهبرشهید{س} دردهه هفتاد دست خیانت آنان هرروز بیشتر از دیروز آشکار گردید.همین چند دقیقه پیش اطلاع یافتم که باند تحمیق وخیانت پیشه گان قصد جان هزاره ای دیگر،فعال اجتماعی ای دیگر وخادم از خادمان قوم، عبدالله برات را داشتند، که خوش بختانه ایشان با سرو روی شکسته وخون آلود از چنگال دژخیمان موفق بفرار می شود.عبدالله برات چند روزقبل از سوی باند خیانت تهدید به مرگ شده بود، چون عبدالله سرسلسله جنبان انتقام از خون شهید شکیلا می باشد، عبدالله برات هم اکنون درشفاخانه مرکزی بامیان درحال تداوی میباشد.معلومات بیشتر درپی خواهد آمد...

جنایت تاکی!!!؟؟؟

به این نتیجه می رسیم  که برای وحشیگری پایانی نیست امروز فاجعه ای بود بدتر از هزار انتحاری، امروز نشان داد که چه راحت روزهای گذشته قابل تکرار شدن است. امروز یک یا دو نفر نه بلکه عدالت، وحدت و هر آنچه که ادعای به دست آوردن انرا داریم کشته شد آن هم در مناطق که از آرام ترین منطقه افغانستان به شمار می رود....

مقصر کیست؟!

کجاست این دولت سر تا پا غرق در فساد؟!

این چه عزاداری است که با کلاش و توپ و تفنگ در خیابانها رژه ی مرگ میروند و به راحتی جان انسانها را میگیرند؟

لعنت  بر تو پلیسی که به نام امنیت، جنون وار و دیوانه وار وتعصب وار مردم بیگناه را به رگبار میبندد اما در برابر انتحار و انفجار از بزدلی و ترس خودش را خیس  میکند!


خیانت آشکار برای ملت هزاره !!!

دنیـــا اگه تنهام بگذاره


امیدم به یکـــ آرزو خوش.. .


اللهم ارزقنی شفاعة الحسین فی یوم الورود . ..


جهت خوشنودی شهدا در افغانستان باید جوانان را قربانی ساخت !!!

جهت خوشنودی شهدا در افغانستان باید جوانان را قربانی ساخت !!!

خیلی درد آور است وقتی در سرزمین اجدادی خود که سالها برای محافظت اش خون ریختانده ایم ٬سرباز داده ایم٬ مالیه پرداختیم و برایش افتخار کسب کرده ایم امروز در همان سرزمین زنده گی را برای ما حرام ساخته اند٬ موجودیت ما را جرم می پندارند و در هر گوشه و کنار این سرزمین ما را صوابی به قتل میرسانند تا باشد که آرمانهای اربابانشان را بر آورده سازند.

و بهای خون ما را از بهای خون یک مرغ کرده هم بی ارزش تر ساخته اند٬ به حدی که امروز مردم به تجلیل از قهرمان نا ملی شان جوانان بی گناه ما را به خشنودی روح ناپاک اش قربانی میکند.

 

آیا کسی هست که درد فامیل این جوان را احساس کند که چیگونه دسترخوان غریبانه ی شان را به ماتم و خون مبدل کرده اند؟

آیا هیچ وجدانی در این سرزمین وجود ندارد که به پشتیبانی از حقوق بشر هم که شده صدای خفه اش را بلند کند و برای این ملتی که قرن هاست تشنه ی صلح و برابری در این کشور هست انصاف بخواهد؟

 

امروز هموطنان خودی ما هموطنانیکه که به جز ترور٬ وحشت٬ قاچاق٬ معامله و فساد افگنی برای این سرزمین انجام داده اند اکنون به جبران و سپاسگزاری از قربانی ها و خودگذری های که ما برای این سرزمین انجام داده ایم ما را از وجود سه چیز برخوردار کرده اند:

دفاع از حقوق٬ آزادی بیان و احتیاط لازم برای اینکه دو کلمه اول فقط به عنوان شعار باقی بماند و هرگز حق استفاده از آن دو را نداشته باشیم.

هر قلب به سينه اش صفايي دارد

هر قلب به سينه اش صفايي دارد

هر قبله براي خود خدايي دارد

اما ز درون كعبه مي گفت خدا

ايوان نجف عجب صفايي دارد

حقا كه علي ولي مطلق باشد

 حق با علي و علي مع الحق باشد

انكار ولايت شهنشاه نجف

 كفر است چه كفر ، كفر مطلق باشد

الطاف خفيه خدا شامل ماست

 صد شكر ولاي مرتضي در دل ماست

در روز جزا كه توشه از ما خواهند

حب علي و آل علي حاصل ماست